عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

خواب جالب

1392/9/9 22:03
158 بازدید
اشتراک گذاری

شالام علیکمHello

امروز عسلی موقعی که داشتیم میرفتیم مهد توی راه یهو گفت:

مامان من یه خواب جالبی دیدم.

 خواب دیدم که مامان جون و دایی جون اومدن خونمون ولی یهو چشمامو باز کردم و دیدم که اتاقم تاریکه.

بعدش لالا کردم.

 الهی مامان فدای خودتو اون خوابت بشه عزیز دلم. خیلی بغضم گرفته. 

 الهی من بمیرم که داری یواش یواش غریبی رو درک میکنی عزیز دلم.

انشاالله که این روزا هم خیلی خوب و زیبا تموم میشن و میریم شهر خودمون عزیز دلم.

نمی دونم هر چی که خدا صلاح بدونه.

خلاصه فسقلی خیلی بی تابی میکنه و همش دلش تبریزه.

خدا جونم به امید تو      

 

   

 

  

 

خدا جونم ازت ممنونم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان آیلا
12 آذر 92 13:01
چه بامزه دعا می کنه ان شا اله زودی برمی گردین خونه خودتون